ریحانه موسوی | شهرآرانیوز؛ زمانی که زنگ پایان آخرین کلاس حضوری در اسفند ۱۴۰۴ به صدا درآمد، کمترکسی تصور میکرد که خانهها بهزودی تبدیل به مدرسههایی کوچک شوند و تختهسیاه، جای خود را به نمایشگرهای کوچک و پرنوری بدهد که حالا تمام دنیای آموزشی دانشآموزان را دربرگرفته است.
در این میان، اما شبکه «شاد» و پلتفرمهای آموزش مجازی، بیشتر از اینکه یک ابزار آموزشی باشند، به میدان جنگ اعصاب بدل شدهاند که دلیل اصلی آن، سرعت کم اینترنت و قطعووصلشدنهای مکرر صدا و تصویر است که نهتنها تمرکز دانشآموزان را از بین میبرد، بلکه کیفیت یادگیری را نیز کاهش داده است.
مشکل اصلی، اما فقط مشکل دانشآموزان نیست؛ معلمان نیز از افزایش حجم کار و نبود زیرساخت پایدار انتقاد دارند و والدین از افت تحصیلی فرزندانشان گلایه میکنند؛ آموزشوپرورش خراسانرضوی هم پس از چند هفته پیگیری، پاسخی درباره تدابیر این ادارهکل برای بهبود وضعیت کلاسهای مجازی به خبرنگار ما نداده است.
فاطمه عزتمند، معاون آموزشی یک مدرسه ابتدایی با ۱۸سال سابقه تدریس است که بزرگترین مانع برای تعامل مؤثر با دانشآموزان در فضای مجازی را گوش ندادن فعال و مؤثر بین دانش آموزان و همکاران، دریافت نکردن بازخوردهای مثبت و منفی از دانشآموزان و همدلی نکردن معلمان با دانش آموزان، میداند.
وی ادامه میدهد: متأسفانه حجم کار معلمان، زیاد شده است؛ باتوجه به اینکه سرعت اینترنت بسیار کم است، در ارسال محتوا دچار مشکل هستند. از همکاران خواستهایم که خودشان تولیدمحتوا کنند تا تعامل و ارتباط با دانش آموزان، حفظ شود و رغبت به یادگیری در آنها افزایش یابد.
عزتمند درباره معایب کلاسهای آنلاین این گونه بیان میکند: پهنای باند پلتفرم شاد، کم و تعداد مراجعان در هر زمان آموزشی که توسط وزارتخانه تعیین شده، زیاد است؛ به همین دلیل عده زیادی نمیتوانند به خوبی از کلاسها استفاده کنند. همچنین «شاد»، نقش معاون را در گزینههای احراز هویت نیاورده است و برای من به عنوان معاون آموزشی آموزشگاه، از ساعت۸ تا ۱۷ ارسال پیام مقدور نیست. باوجودی که بارها به پشتیبانی شاد اطلاع دادهام و با کدملی دانش آموز هم وارد شدهام، مشکلم هنوز حل نشده است.
الهام کلیدری، معلم پایه دوم دبستان، نیز با گلایه از سرعت اینترنت و کندی «شاد»، اظهار میکند: دانش آموزان پایههای پایین، وابسته به تلفن همراه والدین خود هستند، بنابراین خانوادهها باید دسترسی به این فضا را برای آنها مهیا کنند. وی به این پرسش که چگونه متوجه میشوید دانش آموز خودش پشت سیستم یا تلفن همراه حضور دارد، این طور پاسخ می دهد: با ارسال عکس و ویس از تکالیف و بازخوردهای دانش آموز و والدین، متوجه این موضوع میشویم.
این معلم درباره افزایش حجم تکالیف ارسالی درمقایسه با کلاسهای حضوری و وجود استانداردی برای تعدیل این فشار، بیان میکند: باید نقاط ضعف دانش آموزان شناسایی شود و تأکید بیشتر روی همان مسائل باشد و از تکالیف ترکیبی استفاده شود. به گفته کلیدری، کلاسهای آنلاین، امکان دسترسی و استفاده بچهها از آموزش را فراهم کرده است، اما، چون شرایط دسترسیِ (گوشی تلفن همراه و...) محیط دانش آموزان (خانواده) و اینترنت بستر مناسبی ندارد، استفاده از این فضا برای همه، کاربردی نیست. بهتر است اینترنت برای گروههای کلاسی یا برنامه «شاد» رایگان شود و همچنین برنامه، سرعت بیشتری داشته باشد.
سمیرا دهقان رحیم بیگی، معلم پایه سوم دبستان، نیز که هشت سال سابقه تدریس در پایههای مختلف را دارد، بزرگترین مانع خود و همکارانش در تعامل مؤثر با دانش آموزان در فضای مجازی را، ترکیبی از مشکلات فنی «شاد»، ضعف اینترنت و فشارهای زمانی ناشی از این محدودیتها میداند و اظهار میکند: به طور مشخص، کیفیت نامطلوب «شاد»، ازجمله تأخیر زیاد در ارسال و دریافت پیامهای صوتی و مشکل در باز شدن محتوا، فرایند آموزش را بسیار کند و طاقت فرسا میکند.
این مسئله، به همراه ضعف اینترنت در بسیاری از منطقه ها، باعث میشود نتوانیم ارتباطی پویا داشته باشیم. برای جبران این ضعف ها، عملا بیست وچهارساعته در خدمت دانش آموزان هستیم؛ به عنوان مثال برای اینکه مطمئن شوم دانش آموزان میتوانند محتوای آموزشی را پیش از شروع کلاس ببینند و با مشکل دانلود آن مواجه نیستند، مجبورم تا دیروقت فیلمهای آموزشی را بارگذاری کنم. این یعنی زمان زیادی از وقت شخصی، صرف این موضوع میشود که اطمینان حاصل کنم محتوای آموزشی به دست دانش آموز میرسد.
وی ناتوانی برخی خانوادهها در تأمین هزینه اینترنت و مشکلات زمینهای در محیط خانواده برخی دانش آموزان را، مانع دیگری در مسیر دسترسی و تمرکز آنها در فضای مجازی میداند.
زهره منصوری، آموزگار پایه سوم ابتدایی، عدم برقراری ارتباط هم زمان طرفین، نبود فضایی مناسب برای ارتباط مؤثر و صمیمی و همچنین ممکن نبودن مدیریت کامل نظم افراد و فضای کلاس را، جزو عوامل عدم ارتباط مؤثر با دانش آموزان در فضای مجازی برمی شمارد.
وی یادآوری میکند: با آوردن نام دانش آموز در پرسشهای متنی، متوجه میشوم که خود او در کلاس حضور دارد یا خیر، اما برای این امر، ابزار کنترلی خاصی دراختیار نداریم. منصوری معتقد است: آموزش مجازی تاحدودی باعث شده است نقش معلم به ارسال کننده محتوا، تقلیل یابد، اما انتخاب محتواهایی متناسب با توجه به شناخت سطح دانش آموزان کلاس، ایجاد انگیزه برای یادگیری از طریق پخش کلیپهای جذاب انیمیشنی یا صوتی و... میتواند به حفظ جایگاه آموزشی و تربیتی معلم، کمک کند.
وی در پاسخ به اینکه آیا آموزش مجازی، کار معلمان را آسانتر میکند، میگوید: با توجه به عدم توان تهیه گوشیهای هوشمند پیشرفته یا لپ تاپ از جانب آموزگاران، عدم حمایت در تهیه بستههای اینترنتی برای آموزش، صرف کردن زمان تقریبا مساوی آموزش حضوری با فضای مجازی به منظور تولید یا انتخاب محتوای مناسب، بررسی و بازخورد تکالیف و تدریس و آسیب به سلامتی جسمی و روحی افراد ازجمله مشکلات بینایی به دلیل استفاده مداوم و طولانی مدت در این فضا، نبود شرایط مناسب در خانه برای فعالیت و... کار معلمان نیز با مشکلاتی حتی گاه بیشتر از زمان حضوری مواجه میشود.
شهربانو شاکری که فرزند او در پایه سوم ابتدایی مشغول به تحصیل است، قطع ووصل شدن اینترنت را مهمترین چالش برای حضور در کلاسهای آنلاین مجازی میداند و میگوید: شاید از دو ساعت کلاس، تنها ۱۵دقیقه آن مفید باشد، آن هم فقط برای گروهی از بچهها که اینترنت بهتری دارند.
شاکری معتقد است: اکنون نه تنها فرزند من بلکه تمام دانش آموزان، دچار افت تحصیلی شدهاند؛ زیرا با سرعت کم اینترنت، عملا دانش آموزان بخشی از آموزشها را خوب فرانمی گیرند. وقتی معلم به صورت حضوری دروس را به آنها توضیح دهد، بسیار بهتر آن را میآموزند. گاهی اینترنت آن قدر ضعیف است که کلاس چندین دقیقه کاملا قطع میشود و بچهها مشغول کارهای دیگری میشوند که باعث میشود آن درس از ذهنشان خارج شود و میتوان گفت این کلاسها را جدی نمیگیرند. به همین صورت، تکالیف خود را مانند زمانی که مدارس حضوری بود، انجام نمیدهند و آن را پشت گوش میاندازند.
وی یادآوری میکند: برخی دانش آموزان، هوش کلامی خوبی دارند و به سرعت پاسخ میدهند، برخی دیگر این گونه نیستند. گاهی میبینم معلم میکروفون آنها را بیشتر فعال میکند. این اتفاق، انگیزه فرزند مرا برای حضور فعال و پاسخگویی در کلاس به شدت کاهش داده است. ازسویی به معلم حق میدهم؛ زیرا تعداد دانش آموزان زیاد است و اگر هرکدام از آنها بخواهند صحبت کنند، همهمه میشود.
وی در پایان بیان میکند: وقتی که «شاد» قطع یا با اختلال مواجه میشود، فرزندم خوشحال است؛ زیرا علاقهای به کلاسهای آنلاین مجازی ندارد و بیشتر درسها را متوجه نمیشود.
سعیده دهقانی هم مادر یک دانش آموز سوم ابتدایی است. او یادگیری ضعیف در اثر سرعت کم اینترنت را، یکی از چالشهای مهم خود و فرزندش برای حضور در کلاسهای آنلاین میداند و میگوید: فرزندم خود به تنهایی در کلاس مجازی حضور مییابد و درگیر مسائل حاشیهای همچون تماشای تلویزیون و بازی نیست، اما سطح یادگیری او پایین است و دروس را خوب یاد نمیگیرد، بلکه فقط برای حاضر بودن در کلاس شرکت میکند. وقتی که اینترنت قطع میشود یا شبکه شاد با اختلال مواجه است، فضای خانه متشنج و فرزندم ناراحت و عصبی میشود.
کیان جدی، دانش آموز کلاس سوم، هم میگوید: من کلاس مجازی را دوست ندارم؛ زیرا درسها خیلی سریع تدریس میشوند و من متوجه نمیشوم. دوست دارم مدرسهها زودتر باز شوند؛ زیرا در مدرسه دروس را بهتر میفهمم. حسنا تقوی، دانش آموز، هم بیان میکند: دائم باید گوشی به دست باشم؛ بعضی مواقع صدا و عکسی که میفرستم، ارسال نمیشود و باید تلاش کنم.
کیان جاودانی، دیگر دانش آموز مقطع ابتدایی هم، میگوید: برای تماشای یک فیلم آموزشی، باید زمان زیادی منتظر بمانم تا دانلود شود. گاهی اوقات با یک بار تماشا متوجه نمیشوم و باید دوباره آن را ببینم. مشکل دیگری که وجود دارد، این است که از ساعت۸ تا ۱۷ نمیتوانم به معلمم پیام بدهم و از او سؤالاتم را بپرسم، بعد از آن هم باید تکالیفم را ارسال کنم.
اسما فولادی، روان شناس و استاد دانشگاه، درباره چالشهای آموزش مجازی بیان میکند: در محیط خانه، صداها، فضاها و مزاحمتهایی وجود دارد که باعث حواس پرتی میشود و مانند مدرسه، فضای اختصاصی برای تحصیل وجود ندارد. همچنین ذهن وسوسه میشود تا کارهای دیگری انجام دهد.
درنتیجه اگر آموزش معلم بهترین کیفیت را هم داشته باشد، به دلیل یکنواختی، عدم فعالیت مشارکتی و مشکلات فنی مانند قطعی اینترنت و کاهش کیفیت صدا و تصویر، دقت در این کلاسها کمتر است. وی اضافه میکند: در مدرسه، ارتباط چهره به چهره وجود دارد و دانش آموزان فعالانه درگیر هستند، شنونده صرف نیستند و به گونهای نیست که بخواهند به صفحه گوشی تلفن همراه یا رایانه خیره شوند و چشمها و مغزشان خسته شود.
فولادی معتقد است وجود عوامل مزاحم، باعث افت یادگیری میشود و در بیان دلیل آن توضیح میدهد: حافظه برای فهم، نیاز به تمرکز دارد. ظرفیت حافظه کاری ما محدود است و اگر بخواهیم درگیر مسائل هیجانی، خانوادگی و... شویم، در یادگیری تداخل ایجاد میکند.
وی درباره نقاط قوت کلاسهای مجازی اظهار میکند: هر فرد در هر شرایطی، میتواند در آن حضور پیدا کند، کلاسها را ضبط کند و چندبار ببیند. در زمان، صرفه جویی و هزینه رفت وآمد کم میشود. سرعت یادگیری با توانمندی دانش آموزان، هماهنگ است که از این نظر به نفع کسانی است که یادگیری در آنها زودتر رخ میدهد. همچنین تنوع دارد و میتوان در آن از ویدیو و پاورپوینت کمک گرفت.
این روان شناس از ضعفهای کلاسهای مجازی نیز میگوید: به دلیل اینکه تعاملات مستقیم در آن کمرنگ است، انگیزه دانش آموزان کاهش مییابد و شاید حالت رقابتی که در کلاسهای حضوری وجود دارد، در این کلاسها نباشد. مشکل قطعی اینترنت، صدا و تصویر بر روی کیفیت تدریس و تحصیل، تأثیر میگذارد و ممکن است به فضای مجازی، وابستگی ایجاد کند و یادگیری دانش آموزان سطحی شود؛ زیرا فعالیتهای گروهی و عملی بچهها کم میشود.
او پیشنهادهای خود را برای ارتقای کیفیت آموزش مجازی، این طور بیان میکند: معلم باید از تدریس بدون وقفه، دوری کند و به طور مکرر ارزشیابی انجام دهد تا تعامل برقرار باشد؛ یعنی به نوعی اتاق گفتوگو تشکیل دهد. معلم خود باید مهارتهای ارتباطی و استفاده از کلاسهای مجازی را بلد باشد، بتواند به موقع از قانون تنبیه و تشویق استفاده کند و مدیریت زمان داشته باشد.
این استاد دانشگاه از مشکلاتی که سرعت کم اینترنت ایجاد کرده است، نیز سخن میگوید: «باید هزینهای برای اینترنت درنظر گرفته شود که برای همه معقول باشد؛ مثلا کسانی که در روستا زندگی میکنند، هم قطعی اینترنت بیشتری دارند، هم هزینهها باید برایشان به صورت خاصی درنظر گرفته شود تا بتوانند از سیستمهای LMS (سیستمهای مدیریت یادگیری) استفاده کنند.»
وی نابرابری در دسترسی به گوشی تلفن همراه، لپ تاپ و اینترنت را، موجب شکاف آموزشی و طرد اجتماعی میداند و بیان میکند: برخی دانش آموزان نمیتوانند مانند هم کلاسیهای خود در کلاسهای آنلاین حضور یابند و احساس عقب ماندگی تحصیلی و اضطراب را تجربه میکنند.
این امر بر روی انگیزه و حس تعلق به مدرسه، تأثیر منفی میگذارد، بنابراین سیاستهای آموزشی در کشور ما باید به سمتی برود که این شکاف دیجیتالی را کمتر کند. در کشورهای فنلاند و کره جنوبی، یک پلتفرم ملی طراحی شده است که برپایه اینترنت پرسرعت، و ترکیبی از کلاسهای حضوری و آنلاین است و بر بهبود کیفیت تدریس و تحصیل، بسیار تأثیرگذار است.